نویسنده : عباس محمدی abbas@niloblog.com
متاسفانه در رسانه های گروهی داخلی و خارجی شاهد برخوردهای غیر اصولی و احساسی با موضوع مذاکرات هستیم و این مسئله فضا را قدری غبار آلود می کند و امکان تحلیل درست را از مردم خواهد گرفت .
در مصاحبه اخیر رییس جمهور امریکا که خود را ابر قدرتی بی مانند در صحنه های بین المللی میداند و ادعای رهبری جهان را یدک میکشد . اعترافات بسیار تلخی داشته و حد اکثر مطالبات خود از ایران را (عدم دستیابی به بمب اتمی ) اعلام میکند .
در همین مصاحبه به نا کار امدی تحریمها اعتراف کرده و تصریح میکند در شرایط کنونی بهترین گزینه (مذاکره ) بوده و حتی اذعان دارد که مذاکره در شرایط کنونی از سایر گزینه ها موثر تر بوده .
مقدمتا با این نکته بسیار مهم که در اثر همین توافق اخیر بوجود آمده اشاره ای داشته باشم .
* ایجاد اختلافات بسیار عمیق در بین گروهها و جریانات سیاسی و اقتصادی امریکا و متحدین .
انجام انواع و اقصام مصاحبه هایی که غالبا ضد و نقیض هستند توسط مقامات غربی به همراه فشارهای سنگین لابی های صهیونیست که بر کنگره امریکا نفوذ زیادی دارند . باعث شده اوباما و وزیر خارجه او بارها و بارها این توافق را تشریح کنند و به مخالفین سیاسی خود بفهمانند که کلاهی سر انها نرفته و ....
همین فشارهای سنگین باعث شده مقامات ارشد امریکا برای اینکه مخالفین سیاسی خود و لابی های طرفدار صهیونیستها را قانع کنند از ادبیات خاصی استفاده کنند و از یک طرف تهدید را چاشنی سخنان خود علیه جمهوری اسلامی کنند و از طرف دیگر مکرر تکرار کنند اسرائیل امن تر شده و یا اینکه بگویند ما جلوی دستیابی ایران به بمب اتمی را گرفتیم و از این قبیل ادبیات
* شکاف و اختلافات در داخل رژیم اشغالگر قدس .
از ساعت اولی که این توافق اولیه امضا شد سران جنایتکار اسرائیل با عصبانیتی که در طول عمرشان شاهد نبودیم به موضعگیری علیه این توافق پرداختند و با جملاتی مانند :
فاجعه - بزرگترین موفقیت ایران - فریب بزرگ غرب - توافق بد - نا امن تر شدن جهان و امثالهم ....
abbas1341.niloblog.com/post/55
این عربده کشیها تا جایی پیش رفت که علا رغم میلشان به تنها شدن اسرائیل و قطع امید از امریکا هم اعتراف کردند .
وزیر اسرائیلی در پاسخ گفت: یک توافق بد احتمال گزینه نظامی را افزایش می دهد، بله درست است.وی اضافه کرد: تصور ما این است که ما به عنوان دولتی مستقل هرگز امنیت و موجودیت خودمان را به کسی از جمله امریکا نمی سپاریم.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در برابر کابینه اش ادعا کرده است که امروز دنیا یک مکان خطرناک تری شده است، چرا که خطرناک ترین رژیم دنیا به مالکیت خطرناک ترین سلاح دنیا یک قدم مهم نزدیک تر شده است.
اما بعد از اینکه مقامات اتحادیه اروپا و امریکا سعی فراوانی کردند تا به این حیوانات وحشی (سران اسرائیل ) بفهمانند که چاره ای جز این نداشتند . سران اسرائیل خونخوار هم دچار اختلاف و چند دستگی شدند .
این موضوع اینقدر عمیق شد که شیمون پرز جنایتکار درخواست ملاقات و مذاکره با دکتر روحانی را مطرح کرد .
=========================================================
در خلال متن مصاحبه ذیل هرکجا توضیحات یا تحلیلی لازم بوده با فونت رنگی ارائه شده .

مجری این برنامه شخص "حيیم سابان" از مهمترین حامیان سیاسی باراک اوباما بود.
سابان : می توانیم از ایران آغاز کنیم؟
اوباما : بله می توانیم.
سابان : آقای رئیس جمهور، نظرسنجی ها نشان می دهند که 77 درصد اسرائیلی ها معتقد نیستند که اولین توافق هسته ای انجام شده از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری خواهد کرد. آنها همچنین این موضوع را به عنوان یک امر وجودی برای خود تلقی می کنند. شما در خصوص این نگرانی مردم اسرائیل چه چیزی می توانید بگویید؟
اوباما : در ابتدا پیش از آنکه پاسخ این پرسش را بدهم اجازه بدهید تا از شما (حيیم سابان) به خاطر کاربزرگی که انجام داده اید تشکر کنم. فکر می کنم مجمع سابان و این مرکز یک کار بزرگ انجام داده و مکانیسمی را به وجود آورده که ما فقط از لحاظ سطحی با مسائل برخورد نکنیم . مسلما چالش هایی موجود در خاورمیانه بزرگ هستند و کاری که در این منطقه در حال انجام است فوق العاده است.
همچنین می خواهم تا از "استروب" به خاطر پذیرایی از ما و شمایی که در این محل هستید که شامل برخی از مقامات سابق کابینه اسرائیل و برخی از دوستانی که من آنها را نمی بینم می شود، تشکر کنم.
ادامه سخن اوباما :
اجازه بدهید تا با فرض های اساسی که بارها در مورد آنها سخن گفته ام آغاز کنم. این نه تنها جزو منافع امنیت ملی آمریکا بلکه جزو امنیت ملی اسرائیل و یا امنیت ملی کشورهای منطقه است که از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کنیم.
اجازه بدهید این نکته را به یاد بیاوریم زمانیکه من رئیس جمهور شدم در چه وضعیتی بودیم. ایران از کشوری که تنها 200 سانتریفیوژ داشت به کشوری که هزاران سانتریفیوژ دارد و در برخی موارد سانتریفیوژهای بسیار پیشرفته ای در آن فعال هستند تبدیل شده است. برنامه ای وجود داشته که پیشرفت کرده و به این نقطه رسیده است، نقطه ای که قابلیت آنها را به گونه ای افزایش داده که ما را برای مدتی نگران کرد و پیامد آن چیزی بود که من به تیم (دولت) خود و همچنین همپیمانان بین المللی گفته ام و آن اینکه ما چگونه باید تحلیل های خود در مورد هزینه ها و سودهای ایران را تغییر بدهیم.
ادامه مصاحبه اوباما :
ما در موقعیتی قرار داریم که رژیم بی سابقه ای ار تحریم ها موجب زمینگیر شدن اقتصاد ایران شده اند. به موجب این تحریم ها نیمی از در آمدهای نفتی ایران قطع شده و فشار زیادی بر پول رایج آنها وارد آمده و اقتصاد آنها در سال گذشته بیش از پنج درصد کوچک شده است. این امر به خاطر وجود تحریم های بین المللی و اتحادی بوده که ما توانسته ایم در بعد بین الملل به وجود بیاوریم و به موجب آن مردم ایران گفتند که ما نیاز به یک راهبرد جدید برای برخود با جامعه جهانی و اینکه چگونه با رژیم تحریم ها مقابله کنیم داریم. این همان عاملی بود که موجب روی کار آمدن حسن روحانی در ایران شد. او لزوما اولین انتخاب تندروهای داخل ایران نبود.
ادامه مصاحبه اوباما :
اوباما در ادامه افزود : اما این به آن معنی نیست که ما می توانیم به وی (روحانی) و یا هر کس دیگری در داخل ایران اعتماد کنیم. این حکومتی است که به قدرت رسیده و مخالفان را به ایالات متحده، اسرائیل و بسیاری از ارزش های دیگر که برای ما عزیز هستند نسبت می دهد. اما موردی که من بارها اشاره کرده ام این است که گزینه ای از روی میز حذف نشده است. آنچه ما انجام می دهیم این است که باید این امکان را آزمایش کنیم که آیا امکان حل موضوع از طریق دیپلماتیک وجود دارد و این قراردای است که برای این منظور وجود دارد. این قرارداد در مراحل ابتدایی است و توانستیم آن را در مذاکرات ژنو انجام بدهیم و من به خاطر کار فوق العاده ای که توسط جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، و همتایان او در گروه 1+5 انجام شد تشکر کنم.
ادامه مصاحبه اوبا ما :
پس دقیقا باید ببینیم که ما چه کاری را انجام داده ایم. برای اولین بار در طول یک دهه ما پیشرفت در برنامه هسته ای ایران را متوقف کردیم. ما نه تنها از نصب سانتریفیوژهای جدید در نطنز و اراک جلوگیری کردیم بلکه باعث شدیم تا غنی سازی 20 درصدی ایران نیز متوقف شود.
سابان : این توقف چه میزان است؟
اوباما : از میزان انجام شده تا صفر. شما زمانی را بیاد بیاورید که نتانیاهو سخنرانی سال گذشته خود را در مجمع عمومی سازمان ملل انجام داد.
سابان : همان کاریکاتور با خط قرمز منظورتان است؟
ادامه مصاحبه اوباما :
ما در مسیری هستیم که بازرسی های روانه از نطنز و فوردو داشته باشم. ما می توانیم بازرسی های بیشتری در اراک داشته باشیم. و متعاقب آن در طی دوره شش ماهه ایران نمی تواند برنامه هسته ای خود را توسعه داده و یا اینکه سطح اورانیوم غنی شده خود را افزایش دهد.
اکنون آنچه ما انجام داده ایم در عوض این بوده که همه تحریم ها سرجای خودشان هستند. ساختار کلی تحریم ها با توجه به موضوع نفت،فایننس و ارتباطات بانکی باقی مانده اند. آنچه ما انجام داده ایم این است که شیر آب را به آرامی تغییر داده و اعلام کرده ایم که حداکثر هفت میلیارد دلار از مجموع 100 میلیارد دلار در آمدهای آنها که به سبب تحریم ها مسدود شده اند در اختیار تهران قرار می گیرند. به ما زمان و فرصت بدهید تا این نکته را آزمایش کنیم که آیا آنها می توانند در این مسیر حرکت کنند. یک توافق جامع و دائمی که به ما اطمنیان کامل می دهد که آنها تسلیحات هسته ای تولید نمی کنند.
سابان : متوجه شدم. آیا می توانم پرسشی در مورد هفت میلیارد دلار مطرح کنم.
اوباما : بفرمایید
سابان : چگونه می توانیم جلوی کشورهایی که با ما در ژنو همکاری کردند و اکنون در تهران هستند تا قراردادهای جدیدی را با ایران به امضا برسانند گرفته و از تبدیل هفت میلیارد به 70 میلیارد جلوگیری کنیم؟ زیرا ما می توانیم آنچه را که خود انجام می دهیم کنترل کنیم اما چه عاملی برای کنترل دیگران وجود دارد؟
اوباما : این همان نکته ای است که نشان می دهد زمان بندی برای این توافق کاملا درست بوده است. یکی از مواردی که من همواره نگران آن بوده ام این است که اگر حسن نیت خود را برای حل دیپلماتیک موضوع نشان ندهیم آنگاه ساختار تحریم ها فرو می ریزد.
این نکته را در ذهن داشته باشید که ساختار تحریم ها حاصل دو سال کار بی وقفه دیپلماتیک تیم ما بوده است. این تحریم ها تحریم های یک جانبه که فقط از سوی ایالات متحده اعمال شده باشند نیستند. اینها تحریم هایی هستند که با حضور روسیه، چین و برخی از متحدان ما همچون کره جنوبی و ژاپن به اجرا گذاشته شده اند و به همین دلیل تا این حد هزینه برای ایران به دنبال داشته اند. و دقیقا به همین دلیل تا این حد موثر بوده اند.
و آنچه ما اعلام کرده ایم ما چیزی از هسته اصلی تحریم ها کم نکرده ایم. ما فقط یک پنجره کوچک برای دسترسی آنها به درآمدهایشان به وجود آورده ایم. اما می توانیم بر این امر نظارت کنیم و این امر قابل برگشت است. و در طی این دوره شش ماهه اگر ایران نشان بدهد که به این توافقنامه پایبند نیست و یا آنکه بدون حسن نیت در مذاکرات حاضر شود ما می توانیم این اقدامات را برگشت داده و تحریم ها را تشدید کرده و حتی فراتر از آن هم برویم.
اما اینجا آخر خط است. در نهایت هدف من به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده چیزی است که به طور خصوصی و عمومی گفته ام و درباره آن با افراد مختلف به مکان هایی که رفته ام صحبت کرده ام و آن هدف این است که از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری کنم. اما من موضوع دیگری را نیز گفته ام و آن اینکه بهترین راه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای یک راه حل جامع، قابل تایید و بازبینی بدون حذف گزینه ها از روی میز است تا اگر از دسترسی به آن باز ماندیم از گرینه های روی میز استفاده کنیم.
اوباما در ادامه افزود : برای ما مهم است که در طی شش ماه این پیشنهاد (توافقنامه) را آزمایش کرده و به این نکته برسیم که آنها بطور مخفیانه در حال توسعه توانائی های خود نبوده و یا آنکه در داخل ایران موقعیت موجود را تغییر نمی دهند. و اگر در پایان شش ماه مشخص شد که نمی توانیم به قرارداد برسیم نگران نخواهیم بود و در حقیقت ما به همراه جامعه جهانی قدرت بیشتری برای اعمال تحریم ها و حتی شدیدتر کردن آنها داریم.
اگر در آن طرف قضیه ما قادر به انجام این معامله بودیم آنچه از طریق یک راه حل دیپلماتیک به دست می آوریم صراحتا می گویم که بسیار بیشتر از آن چیزی خواهد بود ما از طریق راه ها و به کارگیری گزینه های دیگر به دست می آوریم.
سابان : همه امیدواریم که به این نقطه برسیم.
اوباما : بله کامالا.
برچسب:
نویسنده: عباس محمدی
به مذاکرات جاری خوش بین نیستم
البته امریکا و اسرائیل جنایتکار در این مدت توفیقاتی هم داشتند از جمله :
* سرنگونی قذافی
* ایجاد انحراف در انقلاب مصر و سرنگونی مرسی از قدرت .
* به انحراف کشاندن بیداری اسلامی در اکثر کشورهایی که قیام کرده بودند .
* اجرای پروژه تحریمهای گسترده بر علیه ایران
اما سخن اینجاست که در طی دهه اخیر هزینه های سر سام آور)هزاران میلیارد دلاری )شکستها و حتی توفیقاتی که غرب داشته چنان برای اقتصاد انها مخرب و خرد کننده بوده که امکان ادامه روند گذشته برای غرب تقریبا غیر ممکن شده .
اقتصاد شکننده غرب که با اعتراضات اجتماعی گسترده ای نیز روبرو است . انها را به اتخاذ سیاستهای ریاضتی وادار کرده و لذا بدنه اجتماعی در غرب و بخصوص اروپا تحمل ادامه روند لشگر کشی ها و هزینه های سرسام آور آن را ندارد و همین موضوع یکی از دلایل مهم رویکرد غرب و اروپا به طرف راه حل های غیر نظامی
نکته قابل تاملی که در دیل همین موضوع میتوان به آن پرداخت . واکنشهای گسترده نظامی جمهوری اسلامی است که در صورت بروز جنگ غرب با ایران به روشنی اقتصاد غرب را تهدید میکند .
این واکنشها میتواند تجارت جهانی و بخصوص جابجایی نفت را از خلیج فارس و کانال سوئز بکلی قطع کند و اقتصاد جهانی متاثر از این تحولات به بدترین وضع در تاریخ درخواهد آمد .
نکته بسیار مهم دیگری که غرب را وادار به نشستن پشت میز مذاکره نمود این است که امریکا قدرت محوری خود را برای انسجام بخشی به کشورهای حامی خود را از دست داده و نمیتواند به مانند جنگ با افغانستان و عراق . کشورهای اروپایی و ... را به گرد خود جمع کرده و اتحادی را ایجاد نماید .
آمریکا در چند ماه گذشته که با تبلیغات فراوان سعی نمود شرکای سیاسی خود را برای جنگ با سوریه متحد نماید . اکثر کشورها حاضر به مشارکت و همراهی با امریکا نشدند . حتی شرکای بزرگی مثل فرانسه و انگلستان و ....
موضوع بعدی که باعث شد غرب پای میز مذاکره با ایران بیاید این است که در صورت انتخاب گزینه جنگ با ایران . قطعا اسرائیل با خطر فروپاشی جدی روبرو می شد . واکنشهای شدید نظامی جمهوری اسلامی در برابر گزینه جنگ افروزی غرب در منطقه قطعا به فروپاشی رژیم جنایتکار اسرائیل خواهد انجامید و این حقیقت را غرب بهتر از هر کسی میداند .
در نتیجه غرب در شرایط کنونی با مد نظر قرار دادن توانایی های خود و براورد توانایی های جمهوری اسلامی . بهترین گزینه در شرایط کنونی را رویکرد مصالمت جویانه و نشستن پای میز مذاکرات تشخیص داد تا با خرید زمان و طولانی کردن زمان مذاکرات بتواند راه کار موثر تری را برای مقابله موثر و کم هزینه با جمهوری اسلامی بیابد
برچسب:
نویسنده: عباس محمدی
با عنایت به اینکه دشمنان اسلام بخصوص رژیم جنایتکار اسرائیل به شدت از پایان امپراتوری ننگین خود در هراس بودند و ادامه روند کنونی به هیچ عنوان برای انها امکان پذیر نبود و جمهوری اسلامی به طور بسیار خطر ناکی در حال گسترش بود .
لذا لازم بود غرب اقدام نهایی را آغاز کند تا هم هزینه های سرسام اور جنگهای گوناگون را نداشته باشد . مثل (عراق - افغانستان و لیبی )و هم هزینه های سنگین دیگری که جهت پشتیبانی از گروههای شبهه نظامی تروریست و حتی حظور مستمر نیروهای خود در منطقه غرب آسیا هزینه می شد رهایی یابد .
بعد بسیار مهم دیگری که در طی سالهای اخیر به شدت امریکا را به وحشت انداخته این است که قدرت مدیریت جهانی و محور اتحاد بودن از آمریکا به طور مستمر کاهش یافته و ارام آرام به سمت انزوای سیاسی پیش میرود .(اتحادی که برای جنگ با عراق به مهوریت امریکا ایجاد شد کجا و نهایتا محوریت شکسته و خرد شده ای که در موضوع حمله نظامی به سوریه دیدیم کجا ) در موضوع سوریه انقدر تعداد کشورهایی که حاضر بودند به کمک امریکا امده تا بر علیه سوریه بجنگند کم بود که از اصل حمله منصرف شدند و ننگ و حقارت عقب نشینی از ادعاهای خود را به شکست مفتضحانه دیگری ترجیح دادند .
==========================================
این وضعییت کلی دشمنان بود و حالا نگاهی گذرا به وضعیت داخلی داشته باشیم تا بدانیم چرا استراتژی (نرمش قهرمانانه) را انتخاب کردیم .
بعد از اینکه ایران در خلال گفتگوی با 3 کشور اروپایی بر سر موضوع انرژی صلح امیز هسته ای . در دولت خاتمی یک اقدام نسنجیده انجام داد (تعلیق غنی سازی را پذیرفت ) و حدود 2 سال هم از برنامه های هسته ای خود عقب افتاد . نهایتا طرفهای اروپایی با هدایت امریکا و رژیم صهیونیستی نقض عهد کرده و ازاندک تکالیف خود سرپیچی نمودند .
جمهوری اسلامی با قدرت و شتاب بیشتری به پیشبرد فناوریهای صلح امیز هسته ای اقدام نمود و دیگر تحت هیچ بهانه ای حاضر به کوتاه امدن از حق خود نشد .
لذا امریکا و اروپا با فشارهای مضاعف سعی داشتند ایران را تسلیم کنند و در این راستا سنگینترین تحریمهایی تاریخ را بر ضد کشور ما اجرا کردند .
اما ایران تسلیم غرب نشد و فشارهای اقتصادی و مالی ناشی از تحریمهای سنگین از یک طرف و کشمکشهای سیاسی و سو تدبیرهای دولتمردانی که متاسفانه آب به آسیاب دشمن ریختند . و نتیجه همه اینها مردم کشور را تحت فشار قرار داده بود .
همزمان اختلافات سیاسی داخلی مزید بر علت شد و متاسفانه ناکارآمدی دولتمردان به کمک اصحاب سیاست زده ای که برخی از انها سر سپرده مراکز قدرت و ثروت بودنمد به کمک فشارهای سنگین دشمنان خارجی آمده و وضعیتی خطر ناک برای کشور ایجاد نمودند .
در همین هنگامه بود که موعد انتخابات ریاست جمهوری فرا رسید و مردم از بین کسانی که از طیف های گوناگون داخلی . کسی را انتخاب کردند که مهمترین شعارش تنش زدایی و تدبیر و امید بود و قول کاهش فشارهای اقتصادی را میداد .
خوب حرف مردم کاملا روشن و واضح بود .
اینجا نظام جمهوری اسلامی میبایست هم به نظر مردم احترام میگذاشت و هم از اصول و ارمانهای انقلاب عقب نشینی نمیکرد .
این خط کلی فرمایشات رهبری انقلاب بود . که دیدیم با تدبیر هوشمندانه و بی نظیری که رهبر فرزانه انقلاب شخصا مراحل مختلف آن را هدایت میفرمایند یک به یک در حال اجرا شدن است .
۱۳۹۲/۰۸/۲۹
ما تعبير "نرمش قهرمانانه" را به كار برديم؛ يك عدّه اى آن را به معنى دست برداشتن از آرمانها و هدفهاى نظام اسلامى معنا كردند؛ بعضى از دشمنان هم همين را مستمسكى قرار دادند براى اينكه نظام اسلامى را به عقب نشينى از اصول خودش متّهم كنند؛ اينها خلاف بود، اينها بدفهمى است. نرمش قهرمانانه به معناى مانور هنرمندانه براى دست يافتن به مقصود است؛ به معناى اين است كه سالك راه خدا - در هر نوع سلوكى - به سمت آرمانهاى گوناگون و متنوّع اسلامى كه حركت ميكند، به هر شكلى و به هر نحوى هست، بايد از شيوه هاى متنوّع استفاده كند براى رسيدن به مقصود. وِ مَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَيِّزاً اِلى فِئَةٍ فَقَد بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله؛(۸) هرگونه حركتى - چه حركت به جلو، چه حركت به عقب - مثل ميدان رزم نظامى، بايد به دنبال رسيدن به اهدافِ ازپيش تعيين شده باشد. اهدافى وجود دارد؛ نظام اسلامى در هر مرحله اى يكى از اين اهداف را دنبال ميكند، براى پيشرفت، براى رسيدن به نقطه ى تعالى و اوج، براى ايجاد تمدّن عظيم اسلامى؛ بايد سعى كند به اين هدف در اين مرحله برسد. البتّه مرحله گذارى است، قطعه قطعه است. راهنمايان و هاديان و متفكّران و مسئولان مربوط، اين قطعات را معيّن ميكنند، هدفگذارى ميكنند، حركت جمعى آغاز ميشود.
farsi.khamenei.ir/speech-content
اینجا بود که استراتژی ( نرمش قهرمانانه ) از طرف رهبر فرزانه انقلاب مطرح شد .
ملاحظاتی که در این استراتژی رعایت شد کدامند ؟
1- مسیر اول :
این مسیر استقامت حد اکثری ایران در برابر غرب (با وجود همه تحریمها و ضعفهایی که در اثر این تحریمها به اقتصاد و معیشت مردم وارد شده بود )
شایان ذکر است غرب به دلایلی که قبلا تشریح شده به دنبال یک سره کردن مشگل غرب آسیا بود . چرا که دیگر امکان هزینه کردن میلیاردها دلار برای جنگهای کم اثری که هدفش مستقیما ایران نبود .
غرب به دنبال این بود کل منطقه را در یک جنگ (شاید جنگ جهانی ) به تصرف دراورد که نشانه های اولیه آن در جنگ فرسایشی که در سوریه به راه انداخته بود کاملا آشکار شد .
غرب در این جنگی که طراحی کرده بود سعی داشت شیعه را در مقابل اهل سنت قرار داده و تمام تجهیزات مدرن خود را در خدمت این هدف بزرگ قرار دهد و هیچ ابایی از استفاده بی سابقه از تسلیحات کشتارجمعی و اتمی هم نداشت .
البته جمهوری اسلامی نیز با توان بی نظیر و قدرت بازدارندگی بسیار بالایی که در اختیار دارد توان مقابله و حتی وارد کردن ضربات سنگین بر دشمنان را دارد .
اما حاصل و دستاورد مسیر اول (جنگ گسترده در منطقه ) برای جهان چیست ؟
آیا یکی از طرفها میتوانست بدون آسیب دیدن بر طرف مقابل پیروز شود ؟
میلیونها کشته و میلیاردها خسارت مالی و از بین رفتن تمام زیرساختهای حیاتی منطقه و شاید جهان نتیجه چنین جنگی خواهد بود .
یادمان نرفته همین چند چنگ محدود در منطقه چقدر طلفات انسانی و منابع مالی و عقب افتادگی کشورها را در پی داشت ( دفاع مقدس 8 ساله - جنگ عراق و امریکا - جنگ امریکا با افغانستان - جنگ امریکا و اروپا با لیبی )
2- مسیر دوم :
اجتناب از تنش آفرینی و دعوت طرف مقابل به گفتگو بر اساس هنجارهای بین المللی .
هر دو طرف ماجرا (غرب و ایران ) آگاهی کافی از عواقب مسیر اول دارند و با توجه به مشگلات اقتصادی بزرگی که در داخل دارند ترجیح میدهند تا زمانی که راه حلی غیر از جنگ وجود دارد . از مسیر اول استفاده نکنند .
لذا هر دو طرف مجبورند از مسیر دوم به پیش بروند . تاکید میکنم هر دوطرف مجبورند از مسیر دوم پیش بروند . چون عقل چنین حکم میکند .
البته هستند کشورهایی که به دلیل نداشتن عقل دائما به دنبال مسیر اول هستند مثل رژیم صهیونیستی و عربستان سعوردی که مرکز گروههای تکفیری است .
همچنین گروهها و تفکرات افراطی که با درک حد اقلی از مبانی دینی و اعتقادی فقط تفکرات متحجرانه خود را قبول دارند و اگر مواضع علما و حتی ولایت فقیه با تفکرات انها سازگاری نداشته باشد . این تفکر منحرف و متحجرانه انهاست که اولویت دارد نه مواضع رهبری انقلاب و....
جمهوری اسلامی با توجه به چنین ملاحظاتی بود که پذیرفت بار دیگر پای میز مذاکره حاضر شود و با اینکه به طرفهای غربی اعتماد ندارد اما با نرمشی قهرمانانه و تدبیری هوشمندانه پیشنهادات خود را مطرح نماید .
در خصوص این توافقی که صورت گرفت هم نکاتی مطرح است که سعی میشود به اختصار تقدیم گردد .
1- هدف غرب به علت اینکه مجبور بود و هیچ راه منطقی و کم هزینه ای نداشت .یک توافق حد اقلی با ایران را مکتوب کرد تا بتواند نقش سیاسی و محوری خود در برابر همپیمانان خود را بدست آورد و برای متحد کردن آنها در آینده با مشگلاتی که در موضوع جنگ با سوریه داشت را مرتفع نماید .
2- قطعا غرب اهل تعامل و پذیرش حق غنی سازی ایران نیست و اصولا نفوذ اسرائیل در امریکا به قدری تاثیر دارد که دولتها نمیتوانند بدون اجازه صهیونیستها به چنین کارهایی دست بزنند .
لذا قطعا امریکا با بهانه تراشی سعی خواهد کرد این مذاکرات به نتیجه نرسد .
وبا طرفندهای سیاسی و تبلیغاتی و ... تلاش دارد ایران را نقض کننده توافقنامه معرفی کند تا بتواند بهره برداریهای اتی را بنماید .
3- در اصل مشگلات فراوانی که غرب و اروپا با انها مواجه هستند انها را وادار کرد تا به وسیله این توافق نامه زمان بخرند تا بتوانند پس از فائق امدن بر مشگلات خود در برابر موضوع ایران و سوریه و حزب الله و حتی مصر و بحرین وعراق و... به یک تصمیم کار ساز و جامع برسند .
1- ایران به این وسیله (توافق هسته ای ) ضمن کاستن از فشارهای بین المللی فرصت بازسازی نقاط ضعف اقتصاد خود را خواهد یافت .
2- ایران با نشان دادن نقض عهد طرفهای غربی میتواند غرب را منزوی تر از حال حاضر نماید .
3- پروزه های تحقیقاتی و کلان جمهوری اسلامی با سرعت بیشتر عملیاتی شده و زیر ساختهای تمدن اسلامی به نتایج نهایی نزدیکتر خواهد شد .
4- سوریه و منطقه از یک جنگ حتمی و پر تلفات و پر هزینه دور خواهد شد .
5- با توجه به مشگلات اقتصادی بسیار عمیق کشورهای اروپایی سعی میکنند بخشی از مشگلات خود را از طریق ایجاد رابطه اقتصادی با ایران مرتفع نمایند . که همین موضوع انها را به ما وابسته تر نموده و اختلافات درونی انها را گسترش خواهد داد . (این روند از هم اکنون اغاز شده )
5- میدانیم بخش بزرگی از درامدهای امریکا و برخی کشورهای اروپایی از راه فروش تسلیحات نظامی تامین میگردد .
لذا با ارامش در منطقه غرب اسیا و کشورهای اسلامی . این تنشهای ساختگی که با هدف فروش بیشتر سلاح ایجاد میشوند به سمت شرق اسیا - اروپا و امریکا و حتی افریقا کشیده خواهد شد .
برچسب: ژنو , ,
نویسنده: عباس محمدی